شماره‌ی دوم

فصلنامه‌ی فکری-تحلیلی فریدون

آبان ۲۵۸۰ (۱۴۰۰)

سرمقاله

علیرضا کیانی



مفهوم مشروطیت از جمله مفاهیمی است که در سپهر سیاسی - فکری ایران بیشترین ستم بر آن رفته است از بس که زیر ساطور کج‌فهمی‌ و غلط خوانی قرار گرفته است و بسیاری از سوءتفاهم‌های سیاسی در سپهر سیاسی ایران از همین کج‌فهمی‌ آغاز شده است و گاه به ابتذالی حیرت‌انگیز کشیده شده است.

امروز کنستیتوسیونالیسم در ایران عمری ۱۱۵ ساله دارد. مشروطیت ایران بسیار جوان‌تر از مشروطیت انگلستان، و بیش از دو سده جوان‌تر از مشروطیت فرانسه و آمریکا و سه دهه جوان‌تر از مشروطیت ژاپن است؛ اما تفاوت مهم در اینجاست که ۴۳ سال است که متن آن به گوشه‌ای پرت شده و خاک می‌خورد.


در سپهر سیاسی ایران کمتر مفاهیمی را می‌توان یافت که چونان «جمهوری» و «مشروطه» دچار کژتابی نظری و سیاسی باشند. این کژتابی‌ها نه تنها در یادداشت‌های ژورنالیستی، مناقشه‌های رسانه‌ای و جدل‌های فضای مجازی بازتاب یافته که در نوشته‌های کمابیش جدی‌تر ما ایرانیان هم بسیار پربازتاب بوده است.


بازگشت به آینده

بهرام راستی

پرسش بنیادین پژوهش حاضر این است که کارنامه‌ی روشنفکران در آستانه‌ی برآمدن رضاشاه چه نسبتی با سرفصل‌ها و خواست‌های مشروطه‌خواهی در ایران دارد؟ کاویدن دیدگاه‌های این گروه و توجه به نقاط ضعف‌وقوت نظریاتشان، چه برون‌دادهایی را به ما نشان می‌دهد؟ و اساساً آیا می‌توان آن‌ها را تداوم جریان مشروطه‌طلبی دانست؟

گفتگوی علیرضا کیانی با حجت کلاشی

چرا بازگشت به مشروطه؟ شما می‌خواهید از مشروطه عبور کنید که به چیز جدید برسید؟ من می‌گویم چیز جدید درست شده. وقتی یک چیز جدید درست شده شما نمی‌توانید با نابود کردن آن چیز جدید، چیز جدید درست کنید. بله حتما می‌توان در درون آن اندیشید و آن را نوتر کرد. تمام خوانش‌هایی که از مشروطه می‌شود خوانش‌های ایدئولوژیک است. در درون خوانش‌های ایدئولوژیک می‌آیند امر جدید را و حوزه‌ای که ما در آن‌جا تازه، جدید و مدرن شدیم را می‌کشند و می‌گویند ما می‌خواهیم یک چیز تازه بیاوریم. امکان‌پذیر نیست. در خلاء این‌ها را می‌گویند.

روایت جاافتاده از وقایع ۲۵ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در افواه و اذهان عموم و در رسانه‌های داخلی و خارجی چنین است: آمریکا و بریتانیا با یک کودتای نظامی، نخست‌وزیر محبوب و دولت ملی ایران را ظرف سه روز سرنگون کردند و پادشاه را به قدرت بازگرداندند؛ پادشاه از آن پس بیش ‌از ‌پیش عامل و کارگزار این دو قدرت خارجی شد و هرآنچه که پس از آن روی داد، در جهت تامین منافع آن دو کشور بود؛ تا اینکه‌ ۲۵ سال بعد «ناجی»ای در لباس روح الله خمینی به صحنه سیاسی کشور قدم گذاشت.

با این که سوء مدیریت بیش از ۴۰ سال ادامه داشته، چگونه ایران تا امروز دوام آورده است؟ پاسخ دشوار است. شاید بتوان برای آن دو عامل کلی برشمرد. عامل نخست‌، ویژگی‌های طبیعت ایران است ... و عامل دیگر، فعالیت‌ها و خدماتی است که در سال ۱۳۳۵ برای حفاظت محیط‌زیست ایران بنیان گذاشته شد و تا بیش از ۲۰ سال استمراری رو به رشد و شکوفایی داشت. موضوع مقاله پیش‌رو درباره همین فعالیت‌ها و خدمات است که چه بودند؟ چگونه آغاز شدند و استمرار داشتند؟

مجموعه براندازی بیشتر به یک سازمان غیررسمی (Informal Organization) شباهت دارد؛ به این معنی که به مثابه یک ساختار اجتماعی به هم پیوسته می‌تواند به شکل‌گیری نحوه همکاری مردم با یکدیگر کمک کند. این نوع سازمان مجموعه‌ای از هنجارها، ارتباط‌های شخصی و حرفه‌ای است که از طریق آن‌ها کار انجام می‌شود و بین افرادی روابط ایجاد می‌شود که دارای وابستگی مشترک یا خوشه‌ای از وابستگی‌ها هستند.

در دفاع از براندازی

سعید قاسمی‌نژاد

اینک بیش از چهار دهه از غلبه جمهوری اسلامی - ائتلاف حوزه، بازار، و اوباش - بر ایران می‌گذرد. چهار دهه پیش خمینی با یک «هیچ» بزرگ به ایران بازگشت و دریایی از خون به پا کرد. اکنون کیان ایران در خطر است. چهار دهه سلطه جمهوری اسلامی، ایران را در خطر یک سقوط تمدنی قرار داده است. مغاکی پیش ما چشم گشوده است که با هزار شعبده ماله بدستان، فعالان حقوق ملا، هنربندان، و اساتید جاعشگاه نیر قابل کتمان نیست. ضحاک زمانه آب را بر ایرانیان بسته است و خاک را به شوره‌زار بدل کرده است.





درنگ روز

خلاصه نظریه مارکوس این است که مطالعه مواردی مثل قحطی ۱۹۳۳-۱۹۲۸ در اوکراین و قزاقستان در شوروی سابق و ۱۹۶۱-۱۹۵۸ در چین ما را به این نتیجه می‌رساند که گاه حکومت‌ها از بلایای فراگیر به عنوان سلاحی برای کنترل توده مردم و سرکوب اعتراضات آن‌ها استفاده می‌کنند.

چکیدهٔ حکمت پهلوی در سیاست خارجی را می‌توانیم در این نکته خلاصه کنیم: جهان را نمی‌شود تغییر داد، اما می‌توان در آن «جا» گرفت. جهان خوشایندی‌ها و ناخوشایندی‌ها خود را دارد. بسیار مصیبت‌ها ممکن است بر سر ملت‌ها بیاید، اما هر ملتی باید بتواند سرانجام به رابطه‌ای سالم و خردمندانه با خود و جهان دست یابد.


جمهوری اسلامی که بر اساس ایده‌ی «حکومت اسلامی» بر ایران حاکم شد، از سازوکار حکومت‌های اسلامی سده‌های پیشین برای نظارت بر امور اجتماعی نیز بهره گرفت. یکی از این ساز و کارها «حِسبَه» بود که در آن حکومت‌ها وجود داشت.



تمام حقوق این تارنما، بر اساس مقررات کپی‌رایت، برای نشریه‌ی فریدون محفوظ است.