جمهوری اسلامی که بر اساس ایده‌ی «حکومت اسلامی» بر ایران حاکم شد، از سازوکار حکومت‌های اسلامی سده‌های پیشین برای نظارت بر امور اجتماعی نیز بهره گرفت. یکی از این ساز و کارها «حِسبَه» بود که در آن حکومت‌ها وجود داشت.

از میان رهبران پسااستعماری در کشورهای مسلمان می‌توان به نمونهٔ جمال عبدالناصر و سرنوشت تراژیک ملی‌گرایی عربی اشاره کرد. ملی‌گراییِ تلافی‌جو و توده‌گرای عبدالناصر در مصر زمانی الگوی آرمانیِ رهبرانِ پسااستعماری در جهان عرب بود

خلاصه نظریه مارکوس این است که مطالعه مواردی مثل قحطی ۱۹۲۸-۱۹۳۳ در اوکراین و قزاقستان در شوروی سابق و ۱۹۵۸-۱۹۶۱ در چین ما را به این نتیجه می‌رساند که گاه حکومت‌ها از بلایای فراگیر به عنوان سلاحی برای کنترل توده مردم و سرکوب اعتراضات آن‌ها استفاده می‌کنند.