از «حضرت آیتالله» و «سنت آزادیخواهانه شیعه» تا «فرد کممایه» و «الگوی خشونتآمیز»
مقایسه رویکرد رویترز در سه مصاحبه
از «حضرت آیتالله» و «سنت آزادیخواهانه شیعه» تا «فرد کممایه» و «الگوی خشونتآمیز»
مقایسه رویکرد رویترز در سه مصاحبه
اَمرداد ۲۵۸۵ شاهنشاهی
فریدون: در پی مصاحبهی بحثبرانگیز دو خبرنگار «رویترز» با شاهزاده رضا پهلوی در تیرماه ۲۵۸۵ شاهنشاهی، «امیرهادی انواری» - روزنامهنگار تحقیقی - در نوشتاری تطبیقی و پژوهشی برای «فریدون» تلاش کرده است دو مصاحبهی «رویترز» با «روحالله خمینی» در اَمرداد ۱۳۵۷ را با مصاحبهی اخیر رویترز با شاهزاده رضا پهلوی مقایسه کند و این مقایسه را از جمله، در شیوهی طرح پرسشها نشان داده است تا سوگیریهای یکی از مهمترین خبرگزاریهای بینالمللی را در قبال مسائل ایران نشان دهد. «امیرهادی انواری» روزنامهنگاری را در اوائل دهه ۸۰ خورشیدی در ایران آغاز کرد و اکنون به عنوان روزنامهنگار تحقیقی در لندن مشغول به کار است، و حوزه اصلی کار او، پژوهش و گزارش در قبال مسائل اقتصادی و سیاسی ایران است.
پیشدرآمد
آبان ۱۳۵۷، خبرنگار رویترز در حومه پاریس و نوفللوشاتو، روحالله خمینی را اینطور خطاب میکند «حضرت آیتالله».
۲۲ مرداد ۱۳۵۷، هواداران خمینی در «صف»؛ یکی از گروههای هفتگانه توحیدیِ بنیانگذارِ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به رستوران خوانسالار تهران - که خود آن را «عشرتکده» مینامیدند، حمله کرده بودند. ۴۶ کشته و زخمی بهجا ماند. موضوع بهطور گسترده در رسانهها پوشش داده شد. حدود یک هفته بعد هم، سینما رکس آبادان آتش زده شد و صدها شهروند کشته شدند.
با اینحال، رویترز حدود ۲ ماه پس از این وقایع، در گفتوگو با خمینی با بیان اینکه «شیعه یک سنت آزادیخواهانه و انقلابی دارد» از خمینی - که در مصاحبه دوم او را «حضرت آیتالله» نیز نامید - خواست برای او بیشتر درباره این سنتها سخن بگوید.
حالا حدود نیمقرن پس از بنیانگذاری جمهوری اسلامی، رویترز تیرماه ۱۴۰۵ باز در پاریس، به گفتگو نشسته است. اما اینبار با رهبر جریان مخالف جمهوری اسلامی، شاهزاده رضا پهلوی. صورت کامل این مصاحبه را در اینجا ببینید.
بستر و چارچوب گفتگو متفاوت است. خبری از سوالات باز نیست. در پرسش مقدماتی، روشن میشود شبه «کیفرخواست» بر اساس اظهارات ۵۰ نفر از مخالفان شاهزاده رضا پهلوی، علیه ایشان تهیه شده است و او باید پاسخگو باشد. پرسشهایی مملو از تناقض؛ پیشفرض؛ مسائل شخصی؛ اتهامات و … .
این یادداشت تفاوت رویکرد رویترز به دو شخص را بررسی میکند. جدول کامل کدگذاری سه مصاحبه و متن هر سه مصاحبه و برخی مستندات مورد اشاره در این نوشته، در پیوستها در دسترس است تا مبنای مقایسه به صورت شفاف در اختیار باشد.
مصاحبه با خمینی؛ بدون پیشفرض و اتهام به همراه ستایش
خمینی دو مصاحبه با رویترز در تاریخهای ۴ آبان و ۲۵ آبان در نوفللوشاتو دارد. در مصاحبه اول ۱۱ پرسش و در مصاحبه دوم ۷ پرسش از او مطرح میشود.
مصاحبهها چالشی ندارند و پرسشها عمدتا خنثی و بدون پیشفرض و در مواردی همراه با ستایش است. پرسشها بیشتر نظرات خمینی درباره شکل حکومت آینده در ایران و رابطه با غرب و شرق را جویا میشوند. پاسخهای خمینی نیز کوتاه است.
از مجموع ۱۸ سوال دو مصاحبه، اوج سوالات با پیشفرض ظاهرا «انتقادی» و چالشها ۵ مورد هستند:
۱- در تحلیل شما از وضعیت فعلی و تحول آن در ایران، آیا از یک عکس العمل نمیترسید؟
۲-چرا «حضرت آیت الله» راه حل میانه را نمیپذیرند؟
۳-آیا نمیترسید پوشش گروههای مارکسیستی باشید؟
۴-بعضی میگویند اسلام محافظه کار است؟
۵-ضد غرب هستید؟
۱۳ پرسش دیگر نیز چنین مواردی است:
۱-شیعه یک سنت آزادیخواهانه و انقلابی دارد، از سنت اعتراض شیعه صحبت بفرمایید.
۲-ملاقات آقایان مهندس بازرگان و کریم سنجابی با شما چگونه بوده است؟
۳-دولتهای عرب و دولتهای غربی از شاه حمایت میکنند. این حمایت چه تاثیری دارد؟
۴و اگر حمایت سلب بشود چه تاثیری در وضع خواهد داشت؟
۵-روابط شما با دولت فرانسه چگونه است؟
۶-محتوای سیاسی و اجتماعی رژیم شما چیست؟
۷- رابطه این جنبش با احزاب و گروههای مخالف چگونه است؟
۸-در صورتی که شاه استعفا بدهد، رژیم جدید چگونه خواهد بود؟
۹-آیا علما خود حکومت خواهند کرد؟
۱۰-تحلیل شما در قشون (نیروهای نظامی) ایران چیست؟
۱۱-چه نقشی را بازی میکند؟
۱۲-چگونه باید روابط میان ایران و غرب تنظیم شود؟
۱۳-درباره شوروی چه فکر میکنید؟
پرسشها از خمینی، پیشفرضهای جدی و منفی نداشتند. رویکرد مصاحبهکننده بههیچ وجه خصمانه نیست و شکل پرسش و پاسخها نیز نشان میدهد به هیچ وجه بهدنبال ایجاد چالش جدی با خمینی نبودهاند. (به متن پیوست مراجعه کنید)
مصاحبه یا شبه کیفرخواست علیه پهلوی؟
اما در مورد مصاحبه رویترز در تیرماه با شاهزاده رضا پهلوی، موضوع بهکلی متفاوت است. پرسش ورودی یا مقدمه، به شرح یک کیفرخواست شبیه است. مصاحبهکننده در همان ابتدا میگوید ۴ ماه درباره سوژه تحقیق کرده است، با ۵۰ نفر از جمله همکاران سابق و منتقدان مصاحبه شونده گفتوگو کرده و حالا بهدنبال پاسخ اتهامات است. این موارد برخی از تناقضجوییها، پیشفرضها و اتهامات این مصاحبه را نشان میدهند:
۱-شما هیچگاه شغل همراه با حقوق نداشتهاید و از مهارتهای اساسی رهبری برخوردار نیستید.
۲-شما در نوعی حباب سلطنتطلبانه زندگی میکنید….[شما] تا حدی فردی کممایه [هستید].
۳-مهمترین امتیاز شما، پیشینهی خانوادگیتان است.
۴-پدرتان پس از یک قیام مردمی علیه حکومت خودکامهاش به تبعید رفت.
۵-شما خشونت و آزار و اذیت برخی از هواداران تندرو خود علیه دیگر مخالفان جمهوری اسلامی را با قاطعیت محکوم نکردهاید.
۶-میان رفتار حامیان شما یک الگوی مشخص وجود دارد؛ الگویی که خشونتآمیز است.
۷-شما تلاش نکردهاید لحن تند و اظهارات برخی از نزدیکترین مشاورانتان را مهار کنید.
۸-همسر شما، یاسمین، نیز به دلیل برخی از اظهارنظرهایش در شبکههای اجتماعی، درباره دیگر مخالفان جمهوری اسلامی، با انتقادهایی روبهرو شده است.
۹-میخواهم درباره رابطه شما با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سؤال کنم.
۱۰-میخواهم درباره قتل اخیر مسعود مسجودی از شما سوال کنم؛ کسی که، البته تا مقطعی، از حامیان شما بود.
تحلیل محتوای پرسشهای سه مصاحبه
سه مصاحبه با دو شخص، در دو زمان متفاوت انجام شدند. همچنین از نظر فنی، دو مصاحبه متفاوت هستند. با اینحال هر سه مصاحبه توسط یک بنگاه رسانهای تهیه شدهاند. هر دو شخصیت در زمان خود شاخصترین چهره اپوزیسیون بهشمار میروند. موضوع مصاحبهها هم مشابه است. از این رو، تحلیل محتوا و مقایسه محتوای سوالات دو مصاحبه، ممکن است.
در روشهای استاندارد، کُدگذاری باید توسط دو محقق انجام شود. اما این نوشته، مقالهای دانشگاهی نیست و برای معدلگیری نمرات کدگذاری از مدلهای هوش مصنوعی استفاده شده است.
جدول شماره «۱» خلاصه سنجش میزان خصومت، سطح چالش و خصومت را در مصاحبه رویترز با خمینی و پهلوی نشان میدهد.
جدول شماره «۲» نمونههایی از رویکرد رویترز به دو شخصیت را نشان میدهد. که بر اساس متن سه مصاحبه تهیه شده است. (جدول کامل کدگذاری و متن هر سه مصاحبه در پیوستها در دسترس است)
سوژه تحقیقات
انتخاب سوژه تحقیقاتی گسترده درباره شخصیتی که نزدیک به نیمقرن در تبعید بوده و فاقد قدرت اجرایی است، در مقایسه با گزارشهای تحقیقی شاخص، تعارض در اولویتبندی و استاندارد سوژهگزینی را نشان میدهد.
رسالت روزنامهنگاری تحقیقی معمولا پرسشگری از قدرت، سوءاستفاده از منابع عمومی و تهدید خیر عمومی تعریف میشود. مقامهای مسئول یا کسانی که به منابع عمومی دسترسی دارند، بهطور طبیعی میتوانند سوژه باشند. تحقیق به خودی خود ارزشآفرین نیست؛ هدف و انگیزه آن است که اعتبار میبخشد.
نمونه اخیر گزارش رویترز درباره شبکه قمار و پولشویی مرتبط با جمهوری اسلامی، دقیقا در این چارچوب قرار میگیرد: افشای فساد مالی سازمانیافته با پشتوانه حکومتی. در مقابل، تمرکز منابع قابلتوجه چند خبرنگار روی شخصی که قدرت اجرایی ندارد و نزدیک به ۵۰ سال در تبعید است، این پرسش را مطرح میکند که معیار انتخاب سوژه در این مورد چه بوده و آیا با همان استانداردهای حرفهای که رویترز در گزارشهای فساد حکومتی بهکار میبرد، همخوانی دارد؟
زمینه مصاحبه سال ۱۳۵۷
مصاحبه رویترز با خمینی در آبان ۱۳۵۷، کمتر از ۳ ماه پس از آتشسوزی عمدی سینما رکس آبادان انجام شد. همچنین نیروهای خمینی در سالهای پیش از ۱۳۵۸ کارنامه طولانی از ترور یا آنطور که خودشان تفسیر میکردند «اعدام انقلابی» و بمبگذاری داشتند.
گروههای هفتگانه توحیدی ( بدر، امت واحده، فلاح، موحدین، فلق، صف و منصورون) که هسته اولیه تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (از احزاب «اصلاحطلب» کنونی) بودند، رسما پس از هر ترور بیانیه صادر میکردند و کاملا از خمینی تبعیت میکردند.
این گوشهای از عملکرد آنها تا تاریخ مصاحبه رویترز با خمینی است که خودشان در اعلامیهها مسئولیت آنها را پذیرفتند و در کتاب دوجلدی تاریخچه گروههای تشکیل دهنده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، چاپ اردیبهشت ۱۳۵۹ و مهر ۱۳۶۰ به آنها اشاره کردند:
۱۶ آبان ۱۳۵۷: بمبگذاری در شهربانی کرمان (موحدین)
۲۲ آبان ۱۳۵۷: ترور سرهنگ سروری (موحدین)
۲۲ مرداد ۱۳۵۷: بمبگذاری و حمله به رستوران خوانسالار با یک کشته و ۴۵ زخمی. (صف)
۱۲ مهر ۱۳۵۷: بمبگذاری در یک اتوبوس (صف)
دی ۱۳۵۶: بمبگذاری در کاخ جوانان. انفجار بزرگترین دکل برق تهران، انفجار و اشغال کارخانه کیان تایر، حملات متعدد به مغازههای فروش مشروبات الکلی.
نمونه اعلامیههای گروههای توحیدی پس از ترور که در آنها صراحتا به پیروی از خمینی تاکید میشد را میتوانید در پیوستها مشاهده کنید.
علاوه بر اینها، کتاب مجموعه سخنرانیهای خمینی که با عنوان «حکومت اسلامی» منتشر شده بود، به خوبی اعتقاد او به «ولایت فقیه» را شرح داده بود. این کتاب سال ۱۳۴۹، چاپ شده بود. در ایران و در سال ۱۳۵۶ نیز به طور گسترده توزیع شده بود. با اینحال، خبرنگار هیچ چالشی با خمینی، پیرامون این کتاب، نه در مصاحبه اول و نه در مصاحبه دوم نداشت.
همچنین پرسشی درباره شغل خمینی، منبع درآمد او، دریافت کمکهای خارجی، مطرح نشد؛ اگرچه باید اشاره میشد.
نگارنده، در این موضوع و در برابر جمهوری اسلامی مدعی بیطرفی نیست. اما پرسش او از مدعیان بیطرفی است: آیا مقایسه این سه مصاحبه، با توجه به بستر تاریخیشان، برای کسانی که داعیه بیطرفی رسانهای دارند، محل تامل نیست؟
****
پیوستها:
متن کامل دو مصاحبه رویترز با روحالله خمینی
متن کامل مصاحبه رویترز با شاهزاده رضا پهلوی
نمونههای اطلاعیههای گروههای هفتگانه توحیدی