از آتوسا تا نور
برای شاهدخت نور پهلوی
فروردین ۲۵۸۵ شاهنشاهی
فریدون: «لیلا ناصری»، نویسنده و پژوهشگر ایرانی، فعالیت حرفهای خود را از حوزه آهنگسازی آغاز کرد و سپس آن را به عرصه پژوهش تاریخی و نویسندگی گسترش داد. ناصری در سالهای اخیر تمرکز خود را بر نگارش مقالات پژوهشمحور گذاشته و مقالاتی در نشریاتی چون Spectator Australia و Australian Jewish News منتشر کرده است. کتاب «صد سال نوری» نیز از جمله آثار اخیر اوست که به مناسبت صدمین سال تاسیس سلسله پادشاهی پهلوی منتشر شده است.
در این مجال، از ژرفای گذشتهی ایران پلی به سوی آینده آن میزنم؛ تلاشی برای فهم و بازخوانی جنبش آزادیخواهی زنان ایرانی و نقش محوری آنان در شکوفایی این سرزمین. از آتوسا، از بانفوذترین زنان دربار هخامنشی، تا نور پهلوی، بهعنوان چهرهای معاصر، این دو، با وجود فاصلهای تاریخی، در امتدادی معنادار از قدرت، کنشگری و تلاش برای ارتقای جایگاه زنان ایرانی در جهان قرار میگیرند. این پیوستار تاریخی، برای من نه صرفا موضوعی پژوهشی، بلکه مسیری قابل تامل و مایه افتخار است.
در جهانبینی ایرانی، قدرت صرفا امری سیاسی یا مادی نیست، بلکه کیفیتی است که زمانی معنا مییابد که بر پایه خردورزی و دادگری و میهندوستی استوار باشد. در این چارچوب، شهبانو آتوسا از دوران هخامنشی و نور پهلوی از دودمان پهلوی، هر دو نمادهایی از نوعی قدرتاند که با خرد، هویت و پیوند با فرهنگ و سرزمین ایران تعریف میشود. آتوسا، شهبانوی هخامنشی، جایگاهی برجسته در تاریخ ایران باستان دارد. او، دختر کوروش بزرگ و همسر داریوش اول، از تاثیرگذارترین زنان در ساختار سیاسی آن دوره به شمار میآید. حضور او در دربار هخامنشی صرفا نمادین نبود، بلکه با نفوذی واقعی همراه بود و بهعنوان مادر خشایارشا، نقشی مهم در تداوم و تثبیت قدرت در این دودمان ایفا کرد.
نقش آتوسا، بهویژه در قبال جایگاه او در دربار هخامنشی، از منظر نفوذ سیاسی و حضور فعال در ساختار قدرت قابل توجه است. هرچند منابع تاریخی اطلاعات محدودی از جزئیات کنشهای او ارائه میدهند، اما مورخانی چون هرودوت به نفوذ او در دربار اشاره کرده و از او بهعنوان زنی هوشمند و اثرگذار یاد کردهاند. در این چارچوب، آتوسا را میتوان نمونهای از زنی دانست که فراتر از جایگاهی صرفا نمادین، در متن مناسبات قدرت حضور داشت؛ شخصیتی که نشان میدهد زنان در ایران باستان نیز امکان نقشآفرینی در سطوح بالای سیاسی را داشتهاند. این نوع خوانش از نقش زن در ساختار قدرت، در تفسیرهای معاصر، میتواند یادآور نقش فرهنگی و اجتماعی شهبانو فرح پهلوی نیز باشد؛ مقایسهای که ناظر به شباهت در نوع اثرگذاری فرهنگی و جایگاه نمادین در بازنمایی نقش زنان در جامعه است.
در پیوند این گذشتهی پرافتخار با آینده، من در وجود شاهدخت نور، همان امتداد نور و روشنایی را میبینم؛ تصویری از آیندهای که در آن، زنان ایران در بستری آزاد و با کرامت زندگی میکنند. شاهدخت نور پهلوی را میتوان وارث یک تاریخ عمیق و نمایندهی افقی دانست که هنوز بهطور کامل محقق نشده، اما نشانههای آن قابل تصور است. او بهعنوان نمادی از ایستادگی، هویت ملی و امید برای نسلهای آینده شناخته میشود. نسبت او با شهبانو فرح پهلوی، مادر ایرانزمین، و پرورش او در چنین بستری، به این تصویر عمق بیشتری میبخشد. میتوان او را پلی میان این دو ساحت دانست؛ شخصیتی که در عین پیوند با ریشهها، در جهان معاصر نیز معنا پیدا میکند و نسلهای نوجوان و جوان ایرانی او را الگوی رفتاری خود قرار خواهند داد.
در این میان، نمیتوان از واقعیتهای تاریخی چشم پوشید. پس از شورش سال ۵۷، بسیاری از حقوق زنان در ایران محدود شد و همهی تلاشی که در دوران پهلوی از رضا شاه پهلوی تا شاهنشاه آریامهر انجام داده بودند، بر باد رفت و جایگاه دختران و بانوان ایران در ساختار حقوقی و اجتماعی تغییر یافت. در چنین بستری، لزوم بازخوانی مفهوم عدالت و برابری، دیگر یک ایدهی انتزاعی نیست، بلکه به ضرورتی تاریخی تبدیل میشود. حضور شاهدخت نور پهلوی در نشستهای خبری و حمایت ایشان از آزادی و حقوق ملت ایران و انقلاب ملی ایرانیان، بازگشت به شکوه دوران پهلوی و آزادی زنان در آن بستر زمانی را متجلی میسازد.
به مناسبت صد سالگی تاسیس سلسلهی پادشاهی پهلوی، در کتاب خود با عنوان «صد سال نوری»، اپرایی با نام «از آتوسا تا نور» نوشتم؛ اثری که تلاش میکند این مسیر تاریخی را نه فقط در کلام، بلکه در صدا و موسیقی بازتاب دهد. این اپرا را میتوان سفری صوتی از سکوت به صدا و از تاریخ به روشنایی دانست.
اثر در گام فا ماژور و با فضایی نرم آغاز میشود و پس از عبور از تنشهای مدال و تضادهای دراماتیک، بار دیگر به همان نقطه بازمیگردد. این بازگشت، بیانگر تداوم و زنده بودن امید است. در مقدمه، توالی آکوردی F – Dm – Bb – C فضایی درونی و تاملبرانگیز ایجاد میکند. حضور صداهای زنانه در کنار فلوت، از همان ابتدا ترکیبی از لطافت و قدرت را شکل میدهد.
ساختار اپرا در بخشهایی پیش میرود که هر یک حامل مرحلهای از یک تجربهی تاریخیاند: از آغاز تا تنش، از انتظار تا اوج، از گسست تا بازسازی. این مسیر، بازتابی از حرکت زنان در طول تاریخ ایران است؛ حرکتی از خاموشی به بیان و زیستپذیری.
در بخش آوازی، چندصدایی بودن اثر اهمیت دارد. صداهای زنانه در گفتوگویی پیوسته قرار میگیرند، در حالی که راوی (تنور) بهتدریج محو میشود. این حذف تدریجی، خود حامل معناست: جایگزینی روایت فردی با صدای جمعی.
در سطح موسیقایی، تغییرات مدال و جابهجایی میان فضاهای ماژور و مینور، تنش و رهایی را در کنار هم قرار میدهد. ریتم با تغییرات تدریجی و استفاده از سکونهای کشیده، حس انتظار را تقویت میکند. ارکستراسیون نیز نمادین است: فلوت بهمثابه نور، و پیانو بهعنوان زمین و حافظهی تاریخی ایران.
در سطح مفهومی، این اپرا تلاشی است برای پیوند گذشته و حال؛ جایی که عناصر تاریخی در کنار زبان موسیقایی معاصر قرار میگیرند. آواهای غیرواژگانی، همچون «ها»، «شهبانو» و «شاه»، صدایی فراتر از معنا ایجاد میکنند؛ صدایی که میتوان ژرفای آن را در عمق وجود حس کرد. در نهایت، این اثر را میتوان تلاشی در جهت آشتی میان فرم، تاریخ و هویت دانست؛ روایتی که تنها به گذشته نمینگرد، بلکه در شکلدادن به آینده نیز سهمی دارد.
در فرهنگ ایرانی، «شاه» مفهومی صرفا جنسیتی ندارد و بیش از اشاره به مرد یا زن، به شایستگی و صلاحیت در اداره و فرمانروایی اشاره میکند؛ شایستگیای که در سایه خرد معنا مییابد. در این معنا، پادشاهی نه به جنسیت، بلکه به دادگری و بخشندگی بر پایه خرد وابسته است؛ همان «داد و دهش» که فردوسی در شاهنامه آن را از بنیادهای پادشاهی ایرانی میداند. در همین چارچوب، شعار رسمی دودمان پهلوی که در نشان شاهنشاهی ایران ثبت شده است، یعنی «مرا داد فرمود و خود داور است»، در خوانشی نمادین میتواند بازتابی از باور کهن به یکتاپرستی و دادگری در پیشگاه خداوند ایران تلقی شود.
در امتداد همین نگاه، شاهدخت نور پهلوی را میتوان چهرهای دانست که از ظرفیت نمایندگیِ تداوم یک میراث سیاسی، تاریخی و فرهنگی برخوردار است. ظرفیتی که در خوانش شخصی من، او را به یکی از چهرههای قابل توجه تبدیل میکند؛ برای تصور حضور یک زن در جایگاه ولایتعهدیِ پادشاهیِ ایران.
***
منابع:
Naseri, L. (2025). A hundred light-years. Leila Naseri. https://www.booktopia.com.au/a-hundred-light-years-leila-naseri/book/9780646721200.html
Naseri, L. (n.d.). [Track title]. Spotify. https://open.spotify.com/track/3T7BrgYgbWSlvLiJMpmTny