ایران پس از قتلعام بزرگ: تغییر خودفهمی یک ملت
مهدی امیری
ایران پس از قتلعام بزرگ: تغییر خودفهمی یک ملت
مهدی امیری
بهمن ۲۵۸۴ (۱۴۰۴)
فریدون: دکتر مهدی امیری، متولد ایالت میسوری آمریکا، دورهی کالج را در شیکاگو گذراند و سپس لیسانس علوم سیاسی خود را از دانشگاه علامه طباطبایی و فوقلیسانس اندیشه سیاسی را در دانشگاه تربیت مدرس در در تهران دریافت کرد. او سپس برای ادامه تحصیل به آمریکا بازگشت و نهایتا در سال ۲۰۲۳ دکترای خود را در علوم سیاسی با گرایش سیاست تطبیقی و اندیشه سیاسی از دانشگاه تگزاس شمالی دریافت نمود. مهدی امیری که اکنون مشاور پژوهشی تلویزیون «منوتو» است در این یادداشت کوتاه برای «فریدون» از تغییر خودفهمی ملت ایران پس از قتل عام دیماه ۲۵۸۴ مینویسد.
فرزندانِ آنان که در کشتار گتوی ورشو (۱) و نسلکشی هولوکاست جان، مال و شرافت خود را به هولناکترین شکل از دست داده بودند، برای جلوگیری از تکرار فاجعهای چنان عظیم، تصمیم به دگرگونی در خودفهمی سیاسی خویش گرفتند. آنان مصمم شدند مانند پدر و مادر و اجداد خود نباشند و بهجای زیست خفتبار و قربانیمحور در محلهی حاشیهای یهودی (گتو)، به شهروندانی «مسلح» تبدیل شوند که مسئولیت امنیت جمعی خود را به رسمیت میشناسند و در برابر جانیان و قاتلان از خود دفاع مشروع میکنند.
این فرایند دگرگونی از «جهود» (۲) ترسو و بیسلاح به شهروندی «عبری و یهودی» (۳) که شجاع و «مسلح» و مدافع خانواده و ملت خویش است، سرآغاز امنیت قوم یهود پس از هزاران سال سرکوب و کشتار تلقی شد؛ بهجای زندگی ذلتبار در حاشیهی گتو، جنبش صهیونیستی تصمیم گرفت عزتمندانه و «متکی به سلاح» در سرزمین تاریخی خود زندگی کند.
در فیلمها و سریالهای دههی ۷۰ اسرائیل، این گذار از شهروندی سرکوبشده به شهروندی شجاع و مسلح - که قاتلان خود را «شکار» میکند - بهروشنی مشهود است؛ کودکی که پدر و مادر خود را در اردوگاههای کار اجباری از دست داده است، تصمیم میگیرد بهجای ترس و زندگی ذلیلانهی والدین و اقوامش، شجاع و مسلح شود و دیگر مانند آنان «جهود» نباشد، بلکه «عبری» شود. او قاتلان والدین و خویشاوندانش را در هر کجای جهان که باشند مییابد و آنان را به سزای اعمالشان میرساند.
ایرانیان نیز، همچون یهودیان، در چنین نقطهی سرنوشتسازی قرار دارند. گفتوگوهای من و همکارانم با ایرانیانِ داخل کشور نشان میدهد که خشونت بیحدِ نظامِ تبهکار در ۱۸ و ۱۹ دی ۲۵۸۴ (۱۴۰۴)، اینبار با هیچیک از نظایر تاریخی آن در ایران قابل مقایسه نیست و نوعی نسلکشی سیاسی/هولوکاستی ایرانی رقم خورده است.
در پی چنین خشونت کور و وحشیانهای علیه هممیهنانمان، هر کس در ایران با ما سخن میگوید، آمادگی خود را برای بازگشت به خیابان اعلام میکند و همگان خواستار کمک جهانی برای دفاع مشروع از خود و کشور هستند. گویی ترس محو شده است و شهروندان میخواهند بدانند چگونه میتوانند موثرتر با قاتلان ایرانیان مبارزه کنند. همه در انتظار فرصت بسیج مجدد هستند تا بار دیگر به خیابان بیایند و کار فرقهی تبهکار را یکسره کنند. عدهی زیادی نیز بیصبرانه در انتظار فرصت و ابزارهای مناسب برای مقابله با آمران، بانیان و مجریان کشتار در ایران و خارج از ایراناند.
فرقهی حاکم بر کشور باید بداند که جامعهی ایران، به سوی اشکال پیشرفتهترِ سازمانیابی و ابزارهای دفاعی سوق خواهد یافت. استمرار خشونت ساختاری و فقدان سازوکارهای پاسخگویی، در هر جامعهای و از جمله در ایران کنونی افزایش ظرفیتهای خوددفاعی و شکلگیری شبکههای امنیتیِ غیررسمی را در پی خواهد داشت. در چنین شرایطی، مسئولیت تاریخی و حقوقیِ تمامی تصمیمگیران و مقامات موثر در ساختارهای امنیتی و اجرایی رژیم اسلامی - از سرکردگان ارشد به اصطلاح نظامی گرفته تا اعضای نهادهای عالی به اصطلاح امنیتی - در ذهن ملت ایران مفروض است و تک تک این افراد در معرض تعقیب و پیگرد قرار خواهند گرفت.
با چنین حجمی از کشتار و سخنرانی های وقیحانهی مقامات جمهوری اسلامی در تایید آن، مقامات رژیم به زودی شاهد تلاشی هراسآفرین برای خود و رهاییبخش برای ملت خواهند بود. ملتی که رعیت نیست؛ بلکه هر کدام کاوهای هستند برای بر زمینزدن ضحاک و عوامل او. محاکمه در دادگاههای صالح ایران آزاد، احتمالا از آرزوهای عوامل رژیم خواهد بود.
ارجاعات:
(1) Warsaw Ghetto (محلههای کثیف و شلوغِ بیرون از شهرهای اروپایی که جمعیتی یهودی داشتند)
(2) Jew
(3) Jewish/Hebrew