شمارهی ۱۱ «فریدون» تلاشی است برای تامل بیشتر در نقطهای که گذشته، اکنون و فردای ایران به هم میرسند. با درک مسیر پیروزی به مثابهی فرایندی پیچیده و نیازمند کنشگری مسئولانه و خردورزانه. از این رو شماره ۱۱ را با مقالهای از «رضا عرب» میآغازیم که در «انقلاب پخش زنده ندارد» به سراغ یکی از خطاهای رایج ذهنی اپوزیسیون میرود و تلاش میکند تصور انقلاب به مثابهی رویدادی نمایشی و هیجانی را بر هم زند. این متن با تاکید بر تلاشهای شاهزاده رضا پهلوی و یاران ایشان، تلاش میکند درک و دریافت خویش از چگونگی پیروزی جنبشهای انقلابی را تبیین کند. در امتداد این بحث است که گفتگوی «گارد جاویدان ایران» با «حسین ترکاشوند» به مخاطبان «فریدون» عرضه میشود؛ پیرامون دفترچهی «گارد جاویدان ایران» که از سوی شاهزاده رضا پهلوی منتشر شده است. با تلاش برای توضیح ابعاد مندرج در این دفترچه و با تاکید بر مفاهیم انضباط، اعتماد، وفاداری و درک نهادی در مسیر پیروزی. مفاهیمی که بدون آنها هیچ گذار انقلابی از فلاکت کنونی امکانپذیر نیست.
«پروژه شکوفایی ایران» و زیرمجموعههای آن، در شماره ۱۱ «فریدون» نیز جایگاه ویژه خود را دارند. بر این اساس «مسعود زمانی» در یادداشتی حقوقی و تحلیلی به مختصات کلان برنامهی حقوقی «دفترچه دوران اضطرار» میپردازد و با پیشفرضی مثبت، آن را نه یک متن برآمده از خیال و انتزاع، بلکه نقشهی راهی انضمامی برای ترسیم ثبات و عبور مسئولانه از بحرانهای احتمالی دوران گذار میداند. دو گفتوگو با دو تن از چهرههای «پروژه شکوفایی ایران» نیز در این شماره از «فریدون» جای گرفتهاند. «محمد نایبیزدی» در گفتوگویی پیرامون نسبت آب و سیاست، بر ضرورت لزوم تغییری بنیادین در نگاه به منابع آبی کشور تاکید میکند و نشان میدهد که بحران آب، بیش از آنکه فنی باشد، سیاسی و نهادی است و «بهرام واحدی» نیز در گفتوگویی دیگر، به تشریح ابعاد سفر هیئت اعزامی شاهزاده رضا پهلوی به اسرائیل در تابستان ۲۵۸۴ شاهنشاهی (۱۴۰۴) میپردازد و آن را در چارچوب مسیر پیروزی و بازتعریف جایگاه منطقهای ایران تحلیل میکند.
«فریدون» همواره بر این نکتهی اساسی تاکید داشته است که ترسیم روشن ابعاد فردای پیروزی میتواند نقشی تعیینکننده در مسیر پیروزی ایفا کند. از همین رو، در این شماره یادداشتی مشترک از رضا عرب و امیریحیی آیتاللهی منتشر شده است که در آن، این دو به دفاع از پادشاهی مشروطه بهعنوان نظم مطلوب سیاسی برای ایرانِ فردا میپردازند. در این یادداشت با عنوان «در دفاع از پادشاهی مشروطه برای ایران» نویسندگان میکوشند ضرورت پادشاهی مشروطه برای ایران را نه از منظر عواطف و ترجیحات سیاسی، بلکه از زاویهی ثبات، تداوم و عقلانیت نهادی و به صورت مستدل تبیین کنند. «پریا مهرگان» نیز در مقالهی «شرافت قدرت و ضرورت امنیت» از لزوم درک ضرورت در سیاست سخن به میان میآورد و مفاهیم کلیدی چون قدرت، ضرورت، امنیت، استثناء و قاعده را در آینهی اندیشه و عملکرد بزرگانی چون کوروش بزرگ، نیکولو ماکیاوللی و محمدرضاشاه پهلوی میسنجد. در مقالهی «حقوق زنان در تقابل دو نگاه: فمینیسم ووک و گفتمان پهلوی» نیز «سارا ارسالی» با نگاهی انتقادی و صریح، فمینیسم ووک و کنشگریهای ضدزن آن را به نقد میکشد و نسبت آن را با ایران آینده بررسی میکند؛ هشداری جدی نسبت به واردات بیواسطهی ایدئولوژیهای تمامیتخواهانهای که میتوانند به نام حقوق زنان، به تضعیف وضعیت آنان بینجامند.
شمارهی ۱۱ «فریدون» با مقالاتی دیگر نیز کوشیده است سهمی موثر در غنا بخشیدن به تلاشها برای نجات ایران ایفا کند. در این میان، «ایرج لهراسبی» در مقالهی «آسیبشناسی کنشگری دادخواهانه در ایران» با نگاهی انتقادی و صریح هشدار میدهد که دادخواهی، اگر به امری تعلیقی و موکول به «فردای پیروزی» تقلیل یابد، بهتدریج از معنا و کارکرد تهی میشود. او بر این نکته تاکید میکند که دادخواهی نه پاداش پس از پیروزی، بلکه خود بخشی جداییناپذیر از مسیر تحقق آن است. «بهمن خبیری» نیز با طرح ایدهی تبدیل مستقیم پساب به سوخت هیدروژن، راهکاری عملی برای پیوند دادن حفاظت از محیط زیست با تولید سرمایه ارائه میدهد؛ پیوندی که نقشی حیاتی در دستیابی ایرانیان به زیستی پایدار و باکیفیت دارد. «پروین دلشاد» نیز با طرح پرسشی تلخ اما ناگزیر - «چرا دانشجویان برجسته پزشکی خودکشی میکنند؟» - به واکاوی فشارهای آشکار و پنهان حاکم بر نظام آموزش پزشکی کشور در سایهی سلطهی جمهوری اسلامی میپردازد و تاملات خویش را با مخاطبان «فریدون» در میان میگذارد.
«فریدون» اما بدون رجوع به ریشهها، معنا نخواهد داشت. بر این اساس بهرام راستی در مقالهای تاریخی، به ارجاعات باستانی سهرنگ پرچم ایران و نشان شیر و خورشید میپردازد و پیوستگی نماد و هویت را یادآور میشود. نمادهایی که فراتر از نشانههای سیاسی، حامل لایههای عمیق معنایی در تاریخ ایران هستند.
شمارهی ۱۱ «فریدون»، چون همیشه، دعوتنامهای است به اندیشیدنِ مسئولانه؛ به تأمل بر راه، نه صرفا مقصد. این شماره نیز، همچون دیگر شمارههای «فریدون»، از دل دغدغههایی انضمامی برای نجات میهن کهن برمیخیزد؛ دغدغههایی که اگرچه ریشه در دلواپسی یک ملت برای آیندهی کشور دارد، اما همزمان پا به میدان زایش، پرورش و ساماندهی اندیشه میگذارد. «فریدون» در ایستگاه ۱۱، بار دیگر و با افتخار، در کنار انقلاب ملی ایران و ملت بزرگ ایران برای نجات ایران میایستد و بر پیوند ناگسستنی خرد، اراده و کنش تاکید میورزد.